جمال الدين محمد الخوانساري
22
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
9317 من المروّة غضّ الطّرف ومشى القصد . از مروّت وآدميت است پائين انداختن چشم ورفتن ميانه ، مراد به « پائين انداختن چشم » تند نگاه نكردن بروى مردم است يا نگاه نكردن بزينتهاى دنيا وزيورهاى آن ، وبه « رفتن ميانه » اين كه نه پر تند باشد ونه بسيار آهسته ، يا ميانه روى در هر باب ميانهء افراط وتفريط ، واوّل ظاهرترست چنانكه مشهورست ميانهء مفسّرين در تفسير « واقصد في مشيك » كه از جملهء وصاياي حضرت لقمانست بپسر خود يعنى ميانه روى كن در راه رفتن خود . 9318 من الكرم اصطناع المعروف وبذل الرّفد . از كرمست يعنى از شرف وبلندى مرتبه كردن احسان وبذل رفد يعنى عطا ، يا يارى . 9319 من المروّة طاعة اللَّه وحسن التّقدير . از مروّت وآدميتست فرمانبردارى خدا ونيكوئى تقدير ، يعنى نيكوئى اندازه گرفتن از براي معاش خود بعنوانى كه نه بخيلى باشد ونه اسراف ، بلكه ميانه روى ميان آنها ، يا نيكوئى اندازه گرفتن در هر باب بميانه روى افراط وتفريط . 9320 من العقل مجانبة التّبذير وحسن التّدبير . از عقل است دورى كردن از اسراف ونيكوئى تدبير ، يعنى در أحوال معاش يا در هر باب . 9321 من أشرف أفعال الكريم تغافله عمّا يعلم . از بلند مرتبهترين كارهاى كريم يعنى شخص گرامى بلند مرتبه تغافل كردن اوست از آنچه بداند ، مراد تغافل كردن اوست از آنچه بداند از بي ادبيها وبديهاى